امربه معروف از دیرگاه رهبری
1077 : اگر امر به معروف و نهى از منكر مستلزم بى آبرويى كسى كه واجب را ترك كرده و يا فعل حرام را به جا آورده باشد، و موجب كاسته شدن احترام او در برابر مردم گردد، چه حكمى دارد؟
ج: اگر در امر به معروف و نهى از منكر، شرا يط و آداب آن رعايت شود و از حدود آن تجاوز نشود، اشكال ندارد.
س 1078 : بنابر اينكه وظيفه مردم در امر به معروف و نهى از منكر در نظام جمهورى اسلامى، اكتفا به امر به معروف و نهى از منكر زبانى است و مراتب ديگر آن بر عهده مسؤولين است، آيا اين نظريه، حكم از طرف دولت است يا فتوى؟
ج: فتواى فقهى است.

س1079 : آيا در مواردى كه راه جلوگيرى از وقوع منكر منحصر به ايجاد مانع بين فعل حرام و فاعل آن، و آن هم متوقف بر كتك زدن وى يا زندانى كردن و سخت گرفتن بر او و يا تصرف در اموال وى هر چند با تلف كردن آن باشد، مىتوان بدون كسب اجازه از حاكم، اقدام به آن از باب نهى از منكر نمود؟
ج: اين موضوع حالات و موارد مختلفى دارد، بطور كلى مراتب امر به معروف و نهى از منكر اگر متوقف بر تصرّف در نفس يا مال كسى كه فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتياج به كسب اجازه از كسى ندارد، بلكه اين مقدار بر همه مكلّفين واجب است. ولى مواردى كه امر به معروف و نهى از منكر متوقف بر چيزى بيشتر از امر و نهى زبانى باشد، اگر در سرزمينى باشد كه داراى نظام و حكومت اسلامى است و به اين فريضه اسلامى اهميت مىدهد، احتياج به اذن حاكم و مسئولين ذيربط و پليس محلى و دادگاههاى صالح دارد.
س 1080 : اگر نهى از منكر در امور بسيار مهم مانند حفظ نفس محترمة، متوقف بر كتك زدنى باشد كه منجر به زخمى شدن مهاجم و احيانا قتل او مىشود، آيا در اين موارد هم اذن حاكم شرط است؟
ج: اگر حفظ نفس محترمه و جلوگيرى از وقوع قتل مستلزم دخالت فورى و مستقيم باشد، جائز بلكه شرعا از باب وجوب حفظ جان نفس محترمه واجب است و از جهت ثبوتى متوقف بر كسب اجازه از حاكم و يا وجود امر به آن نيست، مگر آنكه دفاع از نفس محترمه متوقف بر قتل مهاجم باشد كه صورتهاى متعددى دارد كه احكام آنها هم ممكن است متفاوت باشد.
س 1081 : آيا كسى كه مىخواهد شخصى را امر به معروف و نهى از منكر نمايد، بايد قدرت بر آن داشته باشد؟ و در چه زمانى امر به معروف و نهى از منكر بر او واجب مىشود؟
ج: آمر به معروف و نهى كننده از منكر بايد عالم به معروف و منكر باشد، و همچنين بداند كه فاعل منكر هم به آن علم دارد و در عين حال عمدا و بدون عذر شرعى مرتكب آن مىشود، و زمانى اقدام به امر ونهى واجب مىشود كه احتمال تأثير امر به معروف و نهى از منكر در مورد آن شخص داده شود، و ضررى براى خود او نداشته باشد، و در اين مورد بايد تناسب بين ضرر احتمالى و اهميت معروفى كه به آن امر مىنمايد يا منكرى كه از آن نهى مىكند را ملاحظه نمايد. در غير اين صورت امر به معروف و نهى از منكر بر او واجب نيست.
س 1082 : اگر يكى از اقوام انسان مبادرت به ارتكاب معصيت كند و نسبت به آن لاابالى باشد، تكليف ما نسبت به رابطه با او چيست؟
ج: اگر احتمال بدهيد كه ترك معاشرت موقت با او موجب خوددارى او از ارتكاب معصيت مىشود به عنوان امر به معروف و نهى از منكر واجب است، و در غير اين صورت قطع رحم جايز نيست.
س 1083 : آيا ترك امر به معروف و نهى از منكر بر اثر ترس از اخراج از كار، جايز است؟ مثلاً با اينكه مىبيند مسؤول يكى از مراكز آموزشى كه با طبقه جوان در دانشگاه ارتباط دارد، مرتكب اعمال خلاف شرع مىشود و يا زمينه ارتكاب گناه در آن مكان را فراهم مىآورد. اگر او را نهى از منكر نمايد ترس آن دارد كه از طرف مسؤول مقدمات اخراج او از كار فراهم شود.
ج: بطور كلى اگر خوف دارد كه در صورت اقدام به امر به معروف و نهى از منكر ضرر قابل توجهى متوجه خود او شود، انجام آن واجب نيست.
س 1084 : اگر در بعضى از محيطهاى دانشگاهى معروف ترك شود و معصيت رواج پيدا كند و شرائط امر به معروف و نهى از منكر هم وجود داشته باشد و امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر شخصى مجرّد باشد كه هنوز ازدواج نكرده است آيا بخاطر مجرّد بودن، امر به معروف و نهى از منكر از او ساقط مىشود يا خير؟
ج: امر به معروف و نهى از منكر اگر موضوع و شرائط آن محقق باشد، تكليف شرعى و وظيفه واجب اجتماعى و انسانى همه مكلفين است، و حالتهاى مختلف مكلّف مانند مجرّد يا متأهل بودن در آن تاثير ندارد، و به صرف اينكه مكلّف مجرد است، تكليف از او ساقط نمىشود.
س 1085 : اگر شخصى داراى نفوذ و موقعيت اجتماعى خاصى باشد كه اگر بخواهد مىتواند بر معترضين به خود ضرر وارد سازد، و شواهدى هم دلالت كند بر اينكه وى مرتكب گناه و كارهاى خلاف و دروغگو يى مىشود، ولى از قدرت و نفوذ او مىترسيم، آيا جايز است امر به معروف و نهى از منكر را در مورد او ترك كنيم يا اينكه با وجود ترس از ضرر رساندن او، واجب است او را امر به معروف و نهى از منكر كنيم؟
ج: اگر ترس از ضرر منشاء عقلائى داشته باشد، مبادرت به امر به معروف و نهى از منكر واجب نيست بلكه تكليف از شما ساقط مىشود. ولى سزاوار نيست كسى به مجرد ملاحظه مقام كسى كه واجب را ترك كرده و يا مرتكب فعل حرام شده و يا به مجرد احتمال وارد شدن ضرر كمى از طرف او، تذكر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترك كند.
س 1086 : گاهى در اثناى امر به معروف و نهى از منكر مواردى پيش مىآيد كه شخص گناهگار بر اثر عدم آگاهى از واجبات و احكام اسلامى، با نهى از منكر، نسبت به اسلام بدبين مىشود، و اگر هم او را به حال خود رها كنيم، زمينه فساد و ارتكاب گناه توسط ديگران را فراهم مىكند، تكليف ما در اين موارد چيست؟
ج: امر به معروف و نهى از منكر با رعايت شرائط آن يك تكليف شرعى عمومى براى حفظ احكام اسلام و سلامت جامعه است، و مجرّد توهم اينكه موجب بدبينى فاعل منكر يا بعضى از مردم نسبت به اسلام مىگردد، باعث نمىشود كه اين وظيفه بسيار مهم ترك شود.
س 1087 : اگر مامورانى كه از طرف دولت وظيفه جلوگيرى از فساد را بر عهده دارند، در انجام وظيفه خود كوتاهى كنند، آيا خود مردم مىتوانند اقدام به اين كار كنند؟
ج: دخالت اشخاص ديگر در امورى كه از وظائف نيروهاى امنيتى و قضائى محسوب مىشود، جايز نيست، ولى مبادرت مردم به امر به معروف و نهى از منكر با رعايت حدود و شرائط آن، اشكال ندارد.
س 1088 : آيا وظيفه افراد در امر به معروف و نهى از منكر اين است كه فقط به امر به معروف و نهى از منكر زبانى اكتفا كنند؟ و اگر اكتفا به تذكر زبانى واجب باشد، اين امر با آنچه در رسالههاى عمليه بخصوص تحرير الوسيله آمده است، منافات دارد، و اگر مراتب ديگر امر به معروف و نهى از منكر هم براى افراد در موارد لزوم جايز باشد، آيا در صورت نياز مىتوان همه مراتب مذكور در تحرير الوسيله را انجام داد؟
ج: با توجه به اينكه در زمان حاكميت و اقتدار حكومت اسلامى مىتوان مراتب ديگر امر به معروف و نهى از منكر را كه بعد از مرحله امر و نهى زبانى هستند، به نيروهاى امنيتى داخلى (پليس) و قوه قضائيه واگذار كرد، بخصوص در مواردى كه براى جلوگيرى از ارتكاب معصيت چارهاى جز اعمال قدرت از طريق تصرف در اموال كسى كه فعل حرام انجام مىدهد يا تعزير و حبس او و مانند آن نيست، در چنين زمانى با حاكميت و اقتدار چنين حكومت اسلامى، واجب است مكلفين در امر به معروف و نهى از منكر به امر و نهى زبانى اكتفا كنند، و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسئولين ذيربط در نيروى انتظامى و قوه قضائيه ارجاع دهند. و اين منافاتى با فتاواى امام راحل «قدسسره» در اين رابطه ندارد. ولى در زمان و مكانى كه حاكميت و اقتدار با حكومت اسلامى نيست، بر مكلفين واجب است در صورت وجود شرائط، جميع مراتب امر به معروف و نهى از منكر را با رعايت ترتيب آنها تا تحقق غرض انجام دهند.
س 1089 : بعضى از رانندگان از نوارهاى موسيقى غنا و حرام استفاده مىكنند و عليرغم نصيحتها و راهنمائىها آن را خاموش نمىكنند، خواهشمنديم نحوه برخورد مناسب با اين موارد و اين افراد را بيان فرما ييد، آيا برخورد شديد با آنان جايز است يا خير؟
ج: با تحقق شرائط نهى از منكر، بر شما بيشتر از نهى زبانى از منكر واجب نيست، و در صورتى كه مؤثر واقع نشود، واجب است از گوش دادن به غنا و موسيقى حرام اجتناب كنيد، و اگر بطور غير ارادى صداى موسيقى حرام و غنا به گوش شما برسد، چيزى بر شما نيست.
س 1090 : من در يكى از بيمارستانها به كار مقدس پرستارى مشغولم، گاهى در بعضى از قسمتهاى محل كارم ملاحظه مىكنم كه تعدادى از بيماران به نوارهاى موسيقى مبتذل و حرام گوش مىدهند، من آنان را نصيحت مىكنم كه اين كار را نكنند و بعد از نصيحت مجدد آنان، چنانچه بى اثر باشد، نوار را از ضبط صوت بيرون آورده و پس از پاك كردن، آن را به آنان بر مىگردانم، آيا اينگونه برخورد جايز است يا خير؟
ج: محو محتويات باطل براى جلوگيرى از استفاده حرام از نوار، جايز است، ولى اين كار منوط به اجازه مالك يا حاكم شرع است.
س 1091 : از بعضى از منازل صداى موسيقى شنيده مىشود كه معلوم نيست جايز است يا خير؟ و گاهى صداى آن بلند است بطورى كه باعث اذيت و آزار مومنين مىشود، وظيفه ما در برابر آن چيست؟
ج: تعرض به داخل خانههاى مردم جايز نيست، و امر به معروف و نهى از منكر متوقف بر تشخيص موضوع و تحقق شرا يط آن است.
س 1092 : امر و نهى زنانى كه حجاب كامل ندارند چه حكمى دارد؟ و در صورتى كه انسان هنگام نهى زبانى از تحريك شهوت خود بترسد، چه حكمى دارد؟
ج: نهى از منكر متوقف بر نگاه با ريبه بر زن نامحرم نيست، و بر هر مكلفى واجباست از حرام اجتناب كند بخصوص زمانى كه مبادرت به انجام فريضه نهى از منكر مىكند.
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 11:46  توسط علیرضا
|