تبليغاتX
مسجد قمر بنی هاشم(ع)فرمهین - توبه
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ

 الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

در سطور گذشته به اين معنا اشاره شد كه بر اساس آيات قرآن و معارف الهيه ، گناه بيمارى است ، آن هم بيمارى قابل علاج ، و براى علاج اين بيمارى طبيبانى چون خداوند كريم ، پيامبران و امامان و عالمان ربانى است كه بيمار براى درمان خود بايد به اين طبيبان مراجعه نمايد و به نسخه ى آنان عمل كند تا از بيمارى شفا گرفته به عرصه ى باعظمت صحت و سلامت باز گردد ، و در كاروان عباد شايسته ى حق قرار گيرد .

بيمار گناه بايد به اين حقيقت توجه داشته باشد ، همانگونه كه به وقت ظهور بيمارى تن باشتاب و عجله براى درمان بيمارى به طبيب مراجعه مى كند ، تا علاوه بر اينكه از درد رهايى يابد ، بيمارى ريشه در بدن ندواند و مزمن و غيرقابل علاج نشود ، نسبت به درمان بيمارى گناه هم بايد عجله و شتاب به خرج دهد ، و به سرعت بر اساس نسخه ى حق وارد مدار نورانى توبه و انابه شود ، تا سايه ى شوم گناه و ظلمت معصيت ، و شر شيطان و هواى نفس از خيمه ى حيات رخت بربندد ، و نور قبولى توبه و انابه ، و ضياء رحمت و مغفرت ، و روشنايى صحت و سلامت بر فضاى زندگى بتابد .

گنهكار به محض بيرون آمدن از چاه غفلت ، و توجه به وضع ناهنجار خويش ، و احساس اين معنا كه در برابر آن همه لطف و احسان و كرم و نعمت هاى حق ، عمر خود را در شبانه روز به جاى منور نمودن به نور طاعت و عبادت و خدمت و محبت به خلق ، به تاريكى و سياهى معصيت و خطا و گناه آلوده نموده ، واجب است با تمام گناهان درونى و برونى ، ترك رابطه كند ، و از

بندگى شيطان و هوا دست بردارد ، و به حضرت حق رجوع نموده ، با قرار گرفتن در صراط مستقيم حيا و شرمندگى و عبادت و بندگى و خدمت به عباد خدا ، گذشته ى خود را جبران نمايد .

اين واجب از نظر فقهى و شرعى واجب فورى است ، يعنى همان لحظه توجه گنهكار به گناه ، و اينكه با چه وجود مقدسى به مخالفت برخاسته ، و نعمت چه منعمى را تبديل به گناه و معصيت كرده ، و در برابر چه مولاى كريمى به مبارزه و جنگ برخاسته ، و رو در رو با چه وجود مهربانى شده ، بدون معطلى و وقفه ، و منهاى به تأخير انداختن درمان درد ، بايد توبه كند ، و ريشه ى گناه را در سرزمين وجود خود ، با حرارت ندامت و آتش حسرت بسوزاند و زباله ى فحشا و منكرات را از صفحه ى جان و تن ، و قلب و روح پاك نمايد ، و از اين راه مغفرت و رحمت حضرت محبوب را از افق وجود خود طلوع دهد ، كه به تأخير انداختن توبه به اميد آينده بدون شك نوعى گناه ، و صورتى از معصيت ، و امن از مكر الهى است ، و ماندن در اين حالت از گناهان كبيره است .

حضرت عبد العظيم حسنى از حضرت جواد (عليه السلام) از حضرت رضا (عليه السلام) از موسى بن جعفر (عليه السلام) از حضرت صادق (عليه السلام) روايت مى كند كه در پاسخ عمرو بن عُبَيد كه از حضرت پرسيد : گناهان كبيره كدام است ؟ و امام تمام گناهان كبيره را از قرآن مجيد براى او بيان كرد ، از جمله ى كبائر فرمود : امن از مكر الله است(1) .

گنهكار براى توبه و انابه حق ندارد تعيين زمان كند ، و برنامه ى رجوع به حق را موكول به آينده نمايد ، و علاج درد و درمان بيمارى را در ايام پيرى و سستى به خود نويد دهد .

چه ضمانتى براى اهل گناه وجود دارد كه به آينده اى كه به آن چشم دوخته اند برسند ؟ چه كسى به شخص جوان تعهد داده كه جوانى را پشت سر گذاشته به

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كافى : 2 / 285 ، باب الكبائر ، حديث 24 ; وسائل الشيعه : 15 / 318 ، باب 46 ، حديث 20629 .

پيرى برسد ؟ از كجا كه به هنگام غفلت از حق ، و آلوده بودن به گناه ، و غرق بودن در شهوات ناگهان مرگ در نرسد ؟

چه بسيار گنهكارانى كه به خود نويد توبه و رجوع در آينده دادند ، ولى به آينده نرسيدند .

چه بسيار جوانان آلوده دامنى كه به خود گفتند : فعلا تا جوانيم از شهوات و لذايذ بهره مند شويم و به وقت پيرى توبه كنيم ، ولى مرگ در همان زمان جوانى گريبان آنان را گرفت .

چه بسيار گنهكارانى كه به خود نويد توبه و بازگشت به حق دادند ولى تكرار گناه و ادامه ى معصيت ، نفس آنان را به اسارت هوا و شيطان برد ، و روح گنهكارى در آنان ثابت و پابرجا گشت ، و قدرت و قوت توبه از دست آنان رفت ، و هرگز موفق به انابه و رجوع به حضرت محبوب نشدند ، علاوه بر آن بر اثر كثرت گناه و تداوم معصيت ، و تراكم خطا ، و سنگينى ظلمت ، و دورى شديد از حق ، و جدايى و فراق از طاعت ، دچار تكذيب علايم و نشانه هاى حق ، و انكار عذاب و عقوبت شدند ، و آيات الهى را به مسخره گرفتند ، و با دست خود ، درب رحمت و مغفرت و توبه و انابه را به روى خود بستند !

 

 ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوءى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُونَ (1) .

    آنگاه عاقبت كسانى كه كارهاى زشت انجام دادند ، به جايى رسيد كه به تكذيب آيات حق برخاستند و دچار مسخره كردن آن آيات شدند !

 

گناه ، جذام وار ايمان و عقيده ، اخلاق و شخصيت ، كرامت و انسانيت گنهكار را مى خورد ، و برنامه ى حيات آدمى را به جايى مى رساند كه آلوده به تكذيب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ روم ( 30 ) : 10 .

آيات خدا شود ، و سر از مسخره كردن انبيا و امامان و قرآن مجيد درآورد ، و موعظه و پند و اندرز را از هر كه باشد بى اثر نمايد .

بنابراين بر اساس آيه ى شريفه ى :

 

 وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَة مِن رَبِّكُمْ وَجَنَّة عَرْضُهَا السَّماوَاتُ وَالاَْرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ (1) .

    به جانب مغفرت پروردگارتان و بهشتى كه عرض آن عرض آسمانها و زمين است و براى اهل تقوا آماده شده بشتابيد .

 

واجب است براى شستشوى برون و درون از گناه ، به خاطر دست يافتن به مغفرت و بهشت اقدام فورى نمود ، و براى تحقق توبه و انابه ، شتاب و عجله به خرج داد ، كه تأخير توبه حتى در يك لحظه روا نيست ، زيرا با توجه به آيات قرآن مجيد واگذاردن توبه به هر علتى كه باشد ستم و ظلم است ، و اين ستم و ظلم بدون ترديد گناهى علاوه بر گناهان ديگر است .

 

 . . . وَمَن لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (2) .

 

گنهكار بايد به اين حقيقت واقف باشد ، كه ترك توبه ، او را در كاروان ستمكاران قرار مى دهد ، و ستمكاران طايفه اى هستند كه خداوند آنان را دوست ندارد .

 

 وَاللهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (3) .

 

گنهكار بايد بداند ، اهل گناه به شدت مورد نفرت و خشم و غضب خداوند و انبيا و اولياى الهى هستند تا جاييكه حضرت مسيح به حواريون خود هشدار مى دهد :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ آل عمران ( 3 ) : 133 .

2 ـ حجرات ( 49 ) : 11 .

3 ـ آل عمران ( 3 ) : 57 .

يَا مَعْشَرَ الْحَوارِيّينَ ، تَحَبَّبُوا اِلَى اللهِ بِبُغْضِ اَهْلِ الْمَعاصِى ، وَتَقَرَّبُوا اِلَى اللهِ بِالتَّباعُدِ مِنْهُم وَالْتَمِسُوا رِضاهُ بِسَخَطِهِمْ(1) .

    اى ياران ! به دشمنى و كينه نسبت به اهل گناه ، خود را محبوب خدا نماييد ، و به دورى جستن از آلودگان به خداوند نزديك شويد ، و خشنودى حق را از خشم و غضب نسبت به گنهكاران بجوييد !

 

گنهكار بايد توجه داشته باشد كه با ارتكاب هر يك گناه از ارزش و كرامت و شخصيت و والايى او در پيشگاه خداوند كم مى شود و تا پايه ى حيوانات ، بلكه پست تر از آنان سقوط مى كند ، و در قيامت به صورت غير انسان وارد محشر مى شود .

امير المؤمنين (عليه السلام) به براء بن عازب فرمودند : دين را چگونه ديدى ؟ عرضه داشت : پيش از آنكه به تو برسيم ، و دست به دامن امامت و ولايت تو بزنيم ، و از تو متابعت و پيروى كنيم مانند يهود بوديم . عبادت و بندگى ، و طاعت و خدمت براى ما كم ارزش و سبك بود . با تجلى حقايق ايمان در قلوبمان و پيروى از حضرت تو ، ارزش عبادت و بندگى را يافتيم . حضرت به او فرمودند : ديگران در قيامت به ارزش الاغ محشور مى شوند ، و هر يك از شما با ورود به محشر به سوى بهشت حركت خواهد كرد(2) .

توبه واجب اخلاقى است

بينايان راه ، و عالمان آگاه ، و انديشمندان پاكدل ، كتابهاى باعظمتى در مسايل

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ مجموعه ى ورّام : 2 / 235 ، الجزء الثانى ; بحار الأنوار : 14 / 330 ، باب 21 ، حديث 64 ; مستدرك الوسائل : 12 / 196 ، باب 6 ، حديث 13865 .

2 ـ رجال علامه ى بحر العلوم : 2 / 127 .

اخلاقى نوشته اند ، و اخلاق را در دو بخش حسنات اخلاقى و سيئات اخلاقى شرح داده اند . كبر و عجب و خودبينى را در باب سيئات ، و تواضع و فروتنى و خاكسارى را در فصل حسنات به طور مفصل تفسير كرده اند .

گناه را محصول تكبّر انسان از حق ، و توبه و انابه را ميوه ى شيرين تواضع و فروتنى در پيشگاه حق دانسته اند .

وضع ناهنجارى كه براى ابليس پيش آمد و او را به فرموده ى قرآن ، گرفتار لعنت و رجم و طرد از حريم حق نمود ، معلول كبر او در برابر امر خدا مى دانند ، و توبه و قبول آن را از جانب خدا در ارتباط با آدم و همسرش ، محصول تواضع و فروتنى او نسبت به حق به حساب مى آورند ، و در اين زمينه نظر مى دهند . به خاطر اين كه تكبر باعث رانده شدن انسان از حريم حق ، و دورى او از رحمت خدا مى شود ، واجب است از تكبر كناره گرفت و به علت اين كه تواضع و فروتنى ، انسان را به مقام قرب آراسته مى كند و او را به بندگى و عبادت مى كشاند ، و او را وادار مى نمايد از گناهان و معاصى اش در پيشگاه حق عذر خواهى كند و اقدام به توبه نمايد ، واجب است وجود خود را به خاكسارى در برابر حق زينت دهد و بر خاك باعظمت حريم دوست سر ذلت نهد ، و با حالت خشوع و تواضع و چشمى گريان به جانب محبوب رود ، و تعهد نمايد براى هميشه از گناه كناره گيرى كند و به جبران گذشته برخيزد .

خداوند مهربان به موسى بن عمران خطاب كرد :

 

يَابْنَ عِمْرانَ ! هَبْ لِى مِنْ عَيْنَيْكَ الدُّمُوعَ ، وَمِن قَلْبِكَ الخُشُوعَ ، وَمِنْ بَدَنِكَ الخُضُوعَ ثُمَّ ادْعُنى فِى ظُلَمِ اللَّيالِى تَجِدْنى قَرِيباً مُجِيباً(1) .

    پسر عمران ! به پيشگاه من از دو ديده ات اشك و از قلبت خشوع و از بدنت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ عدة الداعى: 207، القسم الثالث فى الآداب المتأخرة; بحار الأنوار: 13 / 361، باب 11، حديث 78.

    فروتنى بياور ، آنگاه در تاريكى شبها مرا بخوان ، نزديك و جواب دهنده ام يابى .

 

قرآن درباره ى ابليس مى گويد :

 

 قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَ نَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَار وَخَلَقْتَهُ مِن طِين * قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ (1) .

    خداوند به او فرمود : تو را از سجده بر آدم چه برنامه اى مانع شد كه چون تو را دستور دادم انجام ندادى ؟ پاسخ داد : من از او بهترم ، مرا از آتش و او را از خاك به وجود آوردى ، آتش كجا و خاك كجا ؟

    خداوند به او فرمان داد از اين مقام ملكوتى و هويت معنوى فرود آى ، تو را نرسد كه نخوت و كبر به ميان آورى ، از حريمم بيرون رو كه تو از زمره ى فرومايگانى .

 

قرآن ، پستى و بدبختى و شقاوت و تيره روزى ابليس را ميوه ى تلخ تكبر او از فرمان خدا مى داند ، كبرى كه باعث پستى و هلاكت و خروج او از حريم ملكوت شد . بنابراين انسان بايد از كبر بپرهيزد كه اين حالت شيطانى مانع او از اجراى فرمان خداوند است .

قرآن مجيد درباره ى آدم و همسرش مى فرمايد :

 

 قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِن لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (2) .

    هر دو گفتند : خداوندا ! ما بر خود ستم روا داشتيم ، اگر ما را مورد مغفرت و رحمت قرار ندهى هر آينه از زيانكاران خواهيم بود .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ اعراف ( 7 ) : 12 ـ 13 .

2 ـ اعراف ( 7 ) : 23 .

قرآن ، اقرار و اعتراف آدم و همسرش را به مخالفت با فرمان حق و طلب مغفرت و رحمت حضرت محبوب را كه امرى پسنديده و محمود است به عنوان بازگشت و توبه ى آدم مى داند ، و در آيه ى 37 سوره ى بقره قبولى اين توبه را اعلام مى كند ، ولى بايد به اين حقيقت توجه داشت كه اقرار و اعتراف و توبه و بازگشت به خدا محصول پرقيمت تواضع روحى و خشوع قلبى و سوز دل است ، و چون از نظر علماى اخلاقى تكبر حجابى سنگين بين عبد و خدا ، و تواضع و خاكسارى راهى هموار و درى باز بين انسان و حضرت حق است ، و بقاى بر كبر گناهى عظيم ، و دست برداشتن از نخوت واجبى بزرگ ، و آراسته شدن به تواضع عملى ملكوتى ، و به كارگيرى آن براى دست شستن از گناه و آراسته شدن به عبادت و بندگى ، مسأله اى لازم و ضرورى است ; بر اين اساس توبه از گناه كه در حقيقت نشان دادن تواضع به حريم حق و دور شدن از كبر و نخوت است ، واجب اخلاقى است .

درباره ى كبر در روايات مى خوانيم :

 

عَن حَكيم قَالَ : سَأَلْتُ أبَا عَبدِاللهِ (عليه السلام) عَن اَدْنَى الاِلْحادِ ، فَقالَ : اِنَّ الكِبْرَ أَدْناهُ(1) .

    حكيم مى گويد : از حضرت صادق (عليه السلام) از كمترين مرتبه ى الحاد پرسيدم ، در جواب فرمودند : كمترين مرتبه ى آن كبر است !

 

حسين بن ابى علا مى گويد : از امام ششم (عليه السلام) شنيدم كه فرمودند :

 

الكِبْرُ قَدْ يَكُونُ فِى شِرارِ النّاسِ مِنْ كُلِّ جِنْس وَالْكِبْرُ رِداءُ اللهِ فَمَنْ نَازَعَ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ رِدَاءَهُ لَمْ يَزِدْهُ اللهُ اِلاَّ سَفالا . . .(2) .

    كبر در بدترين مردم است از هر جنسى كه باشند ، بزرگى برازنده ى حق است ،

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ كافى : 2 / 309 ، باب الكبر ، حديث 1 ; بحار الأنوار : 70 / 190 ، باب 130 ، حديث 1 .

2 ـ كافى : 2 / 309 ، باب الكبر ، حديث 2 ; بحار الأنوار : 70 / 209 ، باب 130 ، حديث 2 .

    هر كس با خداوند در رداى برازنده ى او به ستيزه برخيزد ، خداوند جز پستى بر او نيفزايد .

 

امام باقر (عليه السلام) فرمودند :

 

العِزُّ رِداءُ اللهِ ، وَالْكِبْرُ اِزارُهُ ، فَمَنْ تَنَاوَلَ شَيْئاً مِنْهُ اَكَبَّهُ اللهُ فِى جَهَنَّمَ(1) .

    عزت روپوش خدا ، و كبر همچون زيرپوش حق است ، هر كس به يكى از آنها دست اندازد خداوند او را در جهنم سرنگون كند .

 

درباره ى تواضع در روايات مى خوانيم :

امام ششم (عليه السلام) فرمودند :

 

اِنَّ فِى السَّماءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالعِبادِ فَمَنْ تَواضَعَ للهِِ رَفَعاهُ وَمَنْ تَكَبَّرَ وَضَعاهُ(2) .

    همانا در آسمان دو فرشته اند كه هر دو را بر بندگان گماشته اند ، هر كس براى خدا فروتنى و خاكسارى كند او را رفعت دهند ، و هر كه تكبر ورزد او را پست و ذليل نمايند .

 

رسول حق فرمودند :

 

فَإنَّ مَنْ تَواضَعَ للهِِ رَفَعَهُ اللهُ وَمَن تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللهُ وَمَن اقْتَصَدَ فِى مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللهُ وَمَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللهُ وَمَنْ اَكْثَرَ ذِكْرَ المَوْتِ اَحَبَّهُ اللهُ(3) .

    همانا هر كه براى خدا فروتنى نمايد خداوند او را بالا برد ، و هر كه تكبر نمايد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ كافى : 2 / 309 ، باب الكبر ، حديث 3 ; ثواب الأعمال : 221 ، عقاب المتكبر ; بحار الأنوار :
70 / 213 ، باب 130 ، حديث 3 .

2 ـ كافى : 2 / 122 ، باب التواضع ، حديث 2 ; مشكاة الانوار : 227 ، الفصل الثانى فى التواضع ; بحار الأنوار : 70 / 237 ، باب 130 ، حديث 44 .

3 ـ كافى : 2 / 122 ، باب التواضع ، حديث 3 ; مجموعه ى ورّام : 2 / 190 ، الجزء الثانى ; بحار الأنوار : 72 / 126 ، باب 51 ، حديث 25 .

    خداوند او را پست و خوار كند ، و هر كه در زندگى ميانه روى پيشه گيرد خداوند روزيش دهد ، و هر كس ولخرجى نمايد خداوند عنايتش را از او منع كند ، و هر كه زياد ياد مرگ كند پروردگار او را دوست دارد .

 

خداوند به داوود خطاب كرد :

 

يا داوُدُ ! كَما اَنَّ اَقْرَبَ النَّاسِ مِنَ اللهِ المُتَواضِعُونَ ، كَذلِكَ اَبْعَدُ النَّاسِ مِنَ اللهِ المُتَكَبِّرُونَ(1) .

    اى داوود ! چنانكه نزديكترين مردم به خداوند فروتنانند ، هم چنين دورترين مردم از خدا متكبرانند .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ كافى : 2 / 123 ، باب التواضع ، حديث 11 ; وسائل الشيعه : 15 / 272 ، باب 28 ، حديث 20494 ; بحار الأنوار : 72 / 132 ، باب 51 ، حديث 34 .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 11:43  توسط علیرضا  |